خرید بک لینک
دیشب در کنار پنجره نشسته بودمتورا تماشا میکردم. تویی که نبودیو سالهاست که نیستی و من به تو می اندیشمدرکنار پنجره نشستن کار هر شب من استهر شب تورا تصورکردن.فرشته ی رویاهای منتو در حیاط خانه ما قدم میزن

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 20:59

سرگرمی ام شده گرفتن فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری :“غم تمام می شود”“غصه نخور”“مشکلات حل می شود ”و …دلم می گیرد ، چرا حافظ نمی داند بی او هیچ چیز تمامی ندارد جز این زندگی ؟!چرا خافظ نمیدانی او

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:10

این بار که آمدیدستان,ت را روی قلبم بگذارتا بفهمیاین دل، با دیدن تو نمی تپدمیلــرزد ..پاییز را دوست دارمبرای وقت هایی که کنارت هستم و دلتنگت میشوم …!همان وقت هاکه بی اختیار خودم را در آغوشت جای میدهمدست

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:10

گـاهـی بـرای اوچـیـزهـایـی مـی نـویـسـیبـعـد پـاک مـی کـنـی . .پـاک مـی کـنـی . . .او هـیـچ یـک از حـرف هـای تـو رانـمی خـوانـدامـا تـوتـمـام حـرف هـایـت را گـفـتـه ای . . و من گاهی اونقدر حرف دارم بر

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:10

گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن,!به رفتن که فکر می کنیاتفاقی می افتد که منصرف می شوی...یخواهی بمانی،رفتاری می بینی که انگار باید بـــروی!این بلاتکلیفی خودش کلــــی جهنـــــــــــــــم است..این بلاتکل

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:10

میخانه دگر جای من بی سرو پا نیست-بگذار به پشت در میخانه بمیرم-هر کس به کسی نازد من هم به تو نازم-ای کاش که جان بر سر کوی تو ببازم-ترسم تو بیایی, من آن روز نباشم,-ای کاش که من خاک سر راه تو باشم-شاید که

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:10

آه! که نبودت، به من آتشِ جان زدسوختم از این عشق، که تو را بی وفا کرد…من شدم آن کس، که روم پیِ مستیقلبِ مرا، تو شکســتی…دل به تو دادم، که غمم برهانینشوی تو همان کس، که به درد بکشانیکاش که شود باز، که

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:10

این روزها با تو به وسعت تمام نداشته هایم، حرف دارم…اما مجالی نیست تا بنشینی به پای این همه حرف، دلم تنگ است، فقط برای حرف زدن با تو… دیگر نمیدانم چه کنم، یا چه بگویم…دیری نمیگذرد که به شهر تو امده بود

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:10

ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ !ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ !ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ !ﻭﻟﯽ ﺣﺮﯾﻒ ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ !ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ !!!…ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ،تماﻡ ﭘﺴﺘﯽ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺮﻗﺼﺪ !!!…ﮐﺎﺵ ﺯﻧﺪ

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:10

چقدر ناله کردم بلند، به خیالت نرسید؟!چقدرنامه نوشتم برایت به دستت نرسید؟!با اشک بغض هایم نوشته ام :سلام ،نازی من .....سکوت کردم سکوت،جمله به آخر نرسید!خواستم بنویسم از خودم برایت حتیکه نامه های من به

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:10

ازاین زندگی از این همه تکرا خسته اماز های و هوی کوچه و بازار خسته امدلگیرم ازستاره و آزورده ام از ماهامشب دگر ز هر که و هر کار خسته امدل خسته سوی خانه تن خسته میکشماوخ...گزین حصار دل آزار خسته امبیزار

برچسب: نویسنده: پویا رستمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:10

صفحه بندی